جمعى از نويسندگان
250
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
خيلى گرم گرفتند و آقايى فرمودند و ما خوش بوديم . در اثر التفات زياد ايشان ، از نادانى بنده زبانمان باز شد ، گفتيم آقا ! اين و صلى كه اهل معرفت دارند به خيال است يا به حقيقت ؟ آيا واقعاً وصل است ؟ واقعاً رفتن از اين نشئه است ؟ » تا اين سؤال را كردم ايشان با وجودى كه خيلى با ما خوش بودند ، اوقاتشان تلخ شد ، چشمهايشان درشت شد ، خدا رحمتشان كند ، فرمودند : « ديگر از اين حرفها نزنى ! نوع اهل معرفت يا همهى اهل معرفت صاحبان عقول كلىاند ، خيال قيمتى ندارد كه آدم عمرش را بگذارد روى خيال . ارزش خيال به اندازهى خود خيال است . تا شخص يگانگى پروردگار عالم را به صرف روح ، به صرف نفس ، به صرف نور خدا ، به صرف خود خدا و به صرف وجود حقيقى نشناسد ، ارزشى ندارد . اين است كه اهل معرفت عمرشان را روى اين امر مىگذارند ؛ روى فوق خيال يعنى خود خدا . سلوكشان كه تمام مىشود [ در سير مىافتند ] . سيرشان كه تمام مىشود برزخشان را رد مىكنند و معادشان را همينجا مىبينند » . خدا رحمت كند ايشان را . قبل از وفاتش خودش فرمود كه : « آرزويى در دلم نمانده مگر اين كه تجرد از صورت برايم بشود مقام » . يعنى مرحوم آقاى قاضى نه تنها تجرد از ماده نصيبشان شده و براى ايشان ملكه گشته بود بلكه به تجرد از صورت يعنى تجرد محض نيز نائل آمده بودند و در اواخر عمر ، اين تجرد براى ايشان مقام گشته بود . و اين يعنى وصال ، يعنى خدا را ديدن و كنار خدا نشستن . رو مجرد شو مجرد را ببين * ديدن هر چيز را شرط است اين اين علمى است كه فوق خيال است . موضوعيت دارد نه طريقيت . علمى است كه به قول حافظ در دفتر نباشد . توحيد محض است . وحدت است . خدا را به يگانگى شناختن است . شيوه ى تربيتى مرحوم آقاى قاضى گفتيم كه مرحوم آقاى قاضى « فناى فىالله » و « بقاى بالله » را تجربه كرده بودند و براى ايشان ملكه شده بود . طبعاً اين تجربه به تدريج در جان شاگردان ايشان نيز جوانه مىزد و رشد مىكرد و اگر قابليتى بود به بار مىنشست . به تعبير مرحوم آيت الله نجابت : « در نجف معروف بود كه آقايان طلاب هنگامى كه صرف مير مىخوانند مىگويند ما خدا هستيم . كمى بالاتر كه مىرفتند مى گفتند ما اشتباه كرديم ، پيغمبر هستيم . كمى بالاتر كه مىرفتند مىگفتند نايب خاص امام زمان هستيم . بعد كه مىآمدند بالاتر و مىنشستند كنار آقاى قاضى ، مىگفتند هر چه داشتيم هيچ است . اين را بنده خودم ديدم [ يعنى تجربه كردم ، در كنار آقاى قاضى ] هر چه خوانده بوديم ، از صرف خواندن و معالم خواندن گرفته تا بالاتر ، هرچه براى